عاشقانه ای برای تو
تو از آن دسته ای که من دوست دارم صبح تا شب بنشینم و تو برایم با صدای بلند کتاب بخوانی...
فرقی ندارد جنگ و صلح باشد یا رمان باران عشق!
من عاشق کلمه "صبح به خیر" می شوم؛وقتی با صدای خواب آلود تو ادا شود!!!
حالا تو باور کنی یا نکنی...
باز من سر حرفم هستم...
قصه من و تو....
ته نداره...
باور کن نداره!!!
انقدر به تو فکر می کنم؛
دلم خیلی واسه خودم تنگ شده ! خیلی زیاد .
می خوام برم جلو آینه؛
یه سر به خودم بزنم و
یه حالی از خودم بپرسم...
+یعنی وقت می کنم؟!
+مگه تو می ذاری آخه؟!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۱ ساعت توسط
|