9 روز باقی ست

 

مــیــدانـی...؟؟؟  

هـمـه ی  ایـن  نـوشـتـه هـا... 

بـهـانـه ایـسـت... بـرای

  اعـتـراف 

دوست داشتنت...!!!

دلتنگتمـــــ

 

همیشه
در بدترین لحظه ها
تنها رها می کنی مراو
بدترینِ لحظه ها
وقتی است
که تو
مرا
تنها
رها می کنی

 

+فک کنم من این کارو میکنم ، مث امروز که گریه کردی ..خیلی اذیت میکنمت ..میدونم!!!مخصوصا این روزا

 

هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی

کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــــ....ــــد !

بــعـضی از عـهـدهــا را

روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ...

.. حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...

لطفا تا لود شدن عکس ها صبور باشید...

منبع:http://www.siti.rzb.ir

دلنوشته های میلاد تهرانی

 

مي آيي عاشق مي كني
محو مي شوي
تا فراموشت مي كنم
دوباره مي آيي
تازه مي كني خاطرات را
محو مي شوي
به راستي كه سراب از تو با ثبات تر است!!!

 

 


من هر روز در تلاشم تا خا طرم بماند

و تو هر شب دعا مي كني

كه فراموش كني!

خاطراتمان چه بلا تكليف اند!!! 

 


من را رها کن لطفا...

دو دستم که عمري به سوي تو دراز است ،
رهـــــا کن !
من را که نمي تواني بالا بکشي
مي ترسم . . .
خودت هم به زمين بيافـتـي !!!

 

 

تو را دوست خواهم داشت
آن چنان که خود را
حتی اگر...
تمام عشاق را دیوانه بخوانی
و عشق را قصه ای بی انجام
من ...
تو را دوست خواهم داشت
بیشتر از آن چه؛ خود را!!!

 

 


عزیز دلم

زندگی من به اندازه کافی شبیه فیلم های هندی بی سر و ته است !

تو دیگر

پشت درخت های تقدیر و حادثه پنهان نشو !! 

 

چگونه مي خواهي دوستت دارم هايت را...

باور كند؟!
وقتي رد دندان هاي من را
گوشه ي شكلات هديه ي تو
در روز عشاق مي بيند؟!
كاش مي فهميدي كاغذ كادو را
مخفيانه باز كرده ام!!!

 

اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي پا هاي خودم بايستم !!!

دلمــــــ گرفتهــ

 

                       

+ از خودم بدم میاد...

خــوب ِ مــن ،

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم

+ خیلی متنشو دوس دارم مخصوصا ۳ خط اول...... یک عالمه زحمت کشیدم تا کمتر یادم بیارمش

+ داره دوباره یادم میاد....... اه لعنتطی بــــــــــــــــــــسهـ   ...کمکم کن

اینجا ایران است ...

 
اینجا ایران است ...

یعنی

ببخشید پرواز 17:45 ساعت چند می شینه؟

ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ 2000 دارین؟ چنده ؟

 

منبع:www.29october.blogfa.com

عاشقانه ای برای تو

 

قـلبـم

شاتـر دوربیـن عکـاسی‌ای است . . .

به تــو کـه می‌رسـد،

تنـد می‌زنـد

بـرای ثـبـت لحـظـه‌هـا . . .

                             

روزت مبارک مادرم

 

تورا سپاس که زلال مهربانیت را در سرچشمه وجود من جاری ساختی و مرا زن نام نهادی،

تورا سپاس که گل های باغ بشریت را به من سپردی و مرا مادر خطاب کردی،

تو را سپاس که مرا لبریز از لطافت و مهر کردی و لباس مرد عنوان دادی،

تورا سپاس که بر مروارید وجودم پوششی از عفاف و حیا کشیدی و مرا همسر قرار دادی،

مبارک باد بر تو چنین خلقتی و نیکو و گوارا باد بر من وجود چنین خالقی...

ســـــــــکوت

 

و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید

 

+ صلواتی را هدیه به همه ی تازه گذشتگان کنیم...

 

 

 

 

+زندگی مثل یه دیکته است، هی می نویسی، هی پاک می کنی. هی غلط می نویسی، هی پاک می کنی. غافل از اینکه… ازرائیل داد می زنه برگه ها بالاااااا

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

  دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

  این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

  باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

 برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

 سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 اما بگذار به سن تو برسند!

 بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

 و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

 تقصیر از ما نیست؛

 تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

ღ روزت مبـــــــــــــــــــــــــــــارکღ

 

آموختن شغل انبیاست.....

در آن سوی زمان تاریخ قامت تلاش تو را به نظاره خواهد نشست!!!

و بر خویشتن خواهد بالید چرا که از باغستان دستان توشاخسارهای ســـــــــــــــبز قلم خاکستانهای بایرجهل را شکوفه باران میکنند

ودنیا از عطر دانستن و کاویدن لبریز میگردد...

و اینک من در این سوی زمان زحماتت را تحسین میکنم و همه ی شعف و شادمانی و احساس خویش را در خط به خط این متن تقدیمت میکنم.

 

 ღ روزت مبـــــــــــــــــــــــــــــارکღ

                    

عاشقانهـــ 2

دلـــم کــوچکـــ استـــ ...

ولی آن قدر جا دارد که بــــرای عـــزیـــزی که دوستـــش دارمـ نیمکــتی بگذارم بـــرای

 همیشـــــه

 
مرا ببوس

نه یک بار که هـــــزار بار...

بگذار آوازه ی عشـــق بازیمان

چنان در شهر بپیچد که روسیاه شوند

آنها که بر سر جدایی مان شرط بسته اند …!

 

 

بـگـو ایـن سـتـارگـان ِ عـشـوه گـر

 تـا ابـد چـشـمَـک بـزنـَنـد …

مـَن…

رویـَم را بـرنمـے گـردانـَم . .

حـتـے اگـر تـا ابـد نـگـاهـَم نـکـنـے …

مــعـشـوق ِ بـے نـظـیـر ِ قـصـه هـا …

عاشقانهـــ

 

چقدر خوشحـال بود شیطــان ...
وقتی سیــــب را چیدم

گمان می کرد ،  فریب داده است مرا ...

 نمی دانســـت تو پرسیده بودی :

مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشـــــت را ... !
                                

چه زیباست
 
که تو تنها نیاز من باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این لحظه های ناب عاشقی

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم!

                                  

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

 
 
چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !

 و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !


 ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ...


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...


ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ...


چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !


 بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! 

 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !


برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !


کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !

ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

فاطمه فاطمه است...

    

ومن خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم

درماندم

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم
فاطمه دختر محمد(ص) است

دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم
فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم
فاطمه مادر حسین (ع)است

دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است

بازدیدم که فاطمه نیست

نه! همه هست و این هم فاطمه نیست

فاطمه فاطمه است...

 

                                    

                                            وقتی عطر تنـــــــت را میخواهم ،

                                              به باد هم التماســــــ میکنم ،

                                               خدا که جای خود دارد .
 

                                            

                       دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ،

                                              مکثــــــــــــ کنی !