سعی و تلاش

با توکل بخدا و سعی و تلاش از جاهایی که انتظار نداریم راه پیدا میکنیم.


وبلاگ   لطفا آگاه باشید

عـــــــــــاشق خدا باش...


همیشه میشه خاص بود
میشه سخت عاشق خدا بود تا همه بهت ذل بزنن



میشه خیلی راحت از کنارش گذشت



میشه یا علی گفتو عشقو از هر جا که دوست داری آغاز کرد




هر کاری کنی خدایی که من میشناسمش عاشقانه دوستت داره

عاشقانه ای ارام با خدا

خداوندا...

از برای تو نوشتن سخت دشوار است...

قلم دشوار می چرخد

لیک...

دفتر من پر ز این دشوار چرخش هاست

و رد تو

رد پایکوبیهات در رقص قلم پیداست...

+خداجون دلم برات تنگ شده...

 

چه عاشقانه ایی بین ماست...

و چه ژرفایی دارد این احساس

 

وقتی که هست من از هست توست

منی که در تو تمام می شوم

 در تومحو می شوم

 می میرم

و باز از نو در تو می رویم...

 

من با تو

 معنایی پر معنا است

و من بی تو

حتی از هیچ هم تهی است...

 

چه فلسفه ای دارد این احساس

و چه عاشقانه ی پر قدری است این ٬

پروردگارم...!

تنها


خداهم‘بزرگ’است هم“تنها”.


ولی معلوم نیست که:


بخاطر“بزرگ” بودنش“‘تنهاست”‘


یا


بخاطر”تنها"بودنش “‘بزرگ”‘.

خدا برس به دادم!!!!!!!!


عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم


بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !


 بعد از چند روز به دوستی


بعد از چند ماه به همکاری


بعد از چند سال به همسایه ای ...


اما ....


بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !


خدارا دوست بدارید....


حداقلش اینست کسی را دوست دارید که میدانید روزی به او میرسید.

پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است


پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است.

پشت سر هر آنچه که دوستش مي داري.

و تو براي اينکه معشوقت را از دست ندهي، بهتر است بالاتر را نگاه نکني.

زيرا ممکن است چشمت به خدا بيفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چيز پيش او کوچک جلوه مي کند.


پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است.

اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولي، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح، خدا چندان کاري به کارت ندارد.

اجازه مي دهد که عاشقي کني، تماشايت مي کند و مي گذارد که شادمان باشي.

 اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوي، خدا با تو سختگيرتر مي شود.

هر قدر که در عاشقي عميق تر شوي و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زيباتر، بيشتر بايد از خدا بترسي.

زيرا خدا از عشق هاي پاک وعميق و ناب و زيبا نمي گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.


پشت سر هر معشوقي، خدا ايستاده است و هر گامي که تو در عشق برمي داري، خدا هم گامي در غيرت برمي دارد.

تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر.

و آنگاه که گمان مي کني معشوق چه دست يافتني است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار مي شود و خيالت را درهم مي ريزد و معشوقت را درهم مي کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد.


خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او، چيزي فاصله بيندازد.

معشوقت مي شکند و تو نااميد مي شوي و نمي داني که نااميدي زيباترين نتيجه عشق است.

نااميدي از اينجا و آنجا، نااميدي از اين کس و آن کس.

نااميدي از اين چيز و آن چيز.


تو نااميد مي شوي و گمان مي کني که عشق بيهوده ترين کارهاست.

و برآني که شکست خورده اي و خيال مي کني که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده اي.

اما خوب که نگاه کني مي بيني حتي قطره اي از عشقت، حتي قطره اي هم هدر نرفته است.

خدا همه را جمع کرده و همه را براي خويش برداشته و به حساب خود گذاشته است.


خدا به تو مي گويد: مگر نمي دانستي که پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است؟

تو براي من بود که اين همه راه آمده اي و براي من بود که اين همه رنج برده اي و براي من بود که اين همه عشق ورزيده اي.

پس به پاس اين، قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم.

و اين ثروتي است که هيچ کس ندارد تا به تو ارزاني اش کند.


فردا اما تو باز عاشق مي شوي تا عميق تر شوي و وسيع تر و بزرگ تر و نااميدتر.

تا بي نيازتر شوي و به او نزديکتر.

راستي اما چه زيباست و چه باشکوه و چه شورانگيز، که پشت سر هر معشوقي خدا ايستاده است!


+خدایا دمت گرم یه تقلب برسون ... من یکی که نمیدونم دیگه چطور زندگی کنم

آدم

پس از آفرینش آدم خدا گفت به او: نازنینم آدم….
با تو رازی دارم!..
اندکی پیشترآی ..
آدم آرام و نجیب ، آمد پیش !!.
… زیر چشمی به خدا می نگریست !..
محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست .
نازنینم آدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..
یاد من باش … که بس تنهایم !!.
بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ….
من به اندازه ی گلهای بهشت …..نه …
به اندازه عرش ..نه ….نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!
آدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت !…
راهی ظلمت پر شور زمین ..
زیر لبهای خدا باز شنید ،…
نازنینم آدم !… نه به اندازه ی تنهایی من …
نه به اندازه ی عرش… نه به اندازه ی گلهای بهشت !…
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!! نازنینم آدم….نبری از یادم….

گفتگو با خدا


I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

So you would like to Interview me? "God asked.

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟

If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید.


God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است.

 


What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟


Go answered ....

خدا پاسخ داد ...

 


That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.


They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.


That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

 


And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.


By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.


They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود.

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.


That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

 


And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.


And then I asked ...

بعد پرسیدم ...


As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟

 


God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.


To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.


What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد.

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.


To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.

 


But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.


To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند.

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.


To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.


To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

And to learn that I am here.

و یاد بگیرند که من اینجا هستم.


+ ایدام یک امتحان داره که واسش مهمه ... خدا کنه قبول شی نه تنها اینجا تو همه ی امتحانا ی زندگیت

گفتگو با خدا

گفتم: سلام !

فرمود: سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ (58 یس)

 بر آنها سلام (و درود الهى) است این سخنى است از سوى پروردگارى مهربان‏

 

گفتم: خسته‌ام گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید- زمر/53 

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! -انفال/24

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
 
ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم-ق/16

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی اذکرکم
منو یاد کنید تا یاد شما باشمبقره/152 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه احزاب/63 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
 
کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه یونس/109 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه-بقره/143 

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
مردم به چی دلخوش کردن؟! باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن- یونس/58

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین
خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره -آل عمران/159

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امنو آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن -حج/11

 

گفتم: حالا چگونه به تو برسم؟من کجا و تو کجا؟

گفتی: وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ-186 بقره

و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو من نزدیكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!


گفتم: آنقدر در زندگی ام گناه کرده ام که روی برگشت را ندارم؟

گفتی: قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ (53 زمر)

::.بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.


گفتم: بعد از اینکه توبه کردم باید چه کرد؟

گفتی: فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (35 اعراف)

::.كسانى كه پرهیزگارى پیشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خویش و دیگران بكوشند)، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى شوند.


گفتم: حالا که مرا پذیرفتی،مرا تنها نگذار!

گفتی: إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَ الَّذینَ هُمْ مُحْسِنُونَ (128 نحل)

::.خداوند با كسانى است كه تقوا پیشه كرده‏اند، و كسانى كه نیكوكارند.